شمس الدين محمد تبادكانى طوسى

131

تسنيم المقربين ( شرح منازل السائرين خواجه عبدالله انصارى ) ( فارسى )

و الصعود إلى الجمع ، و ترقى كردن از رسوم به فناى ذات كه شهود ذات را حضرت جمع مىنامند . و رفض المعارضات و قطع المعاوضات . « 1 » و برانداختن معارضات كه در مشاهدات اسمايى است ؛ چون معارضه ميان اسم « الباسط » و اسم « القابض » و ميان « المعطي » و « المانع » و همچنين « ضارّ » و « نافع » و « معزّ » و « مذلّ » . و رفع اين معارضات به مشاهدهء ذات است كه نه نام شاهد مىماند و نه اسم مشهود « 2 » ؛ معارضات را كجا مجال مىماند ؟ و « قطع المعاوضات » اشارت به آن است كه حق تعالى هرچه عطا كند ، نه به طريق عوض از عمل عامل بود ، بلكه همه « 3 » محض موهبت است . هريك پيش از وجود به چه عمل ، مستحق « 4 » ايجاد گشته بود ؟ اكنون نيز همان معنى است . و رياضت در اين معانى « 5 » ظاهر است ؛ لااقل كتمان اين اسرار رياضت تمام است . فصل رياضت در « بدايات » ترك حظوظ و اقتصار بر حقوق است ؛ و جوارح « 6 » را بر موافقت شرع داشتن . و در « ابواب » قهر قوا و قمع هوا . و در « معاملات » ربط قلب به حق و قطع نظر از خلق . و در « اخلاق » انسلاخ از عادات مذمومه و تخلّق به اخلاق حميده . و در « اصول » طلب مقصود مهمّ « 7 » واحد « 8 » و تأدّب به ادب « 9 » خالق ، و در « اوديه » تعلّق همّت به وحدت حقّ و تصفيهء بصيرت از كدورت كثرت . و در « احوال » انجذاب « 10 » به حق به قوّت شوق . و در « ولايات » غيبت از رؤيت اغيار و اوصاف ممكنات . و در « حقايق » رفع حجب علم از مزاحمت « 11 » عيان . و در « نهايات » تصفيهء معرفت از علم و تصفيهء شهود حق به حق از رسم شهود .

--> ( 1 ) . ع : - و قطع المعاوضات . ( 2 ) . ج : شهود . ( 3 ) . ج : هم . ( 4 ) . ع : - مستحق . ( 5 ) . ع : معنى . ( 6 ) . ج : جواريح . ( 7 ) . ع : بهم . ( 8 ) . ع : واجد . ( 9 ) . ج : آداب . ( 10 ) . ع : انحداب . ( 11 ) . ج : مراحمت .